تبلیغات
نماز، ذكر الله - مطالب آذر 1396

سر مقاله این هفته

Sample image

چطور نماز از فحشاء و منكرات نهى مى كند؟ در جواب مى گوییم این عمل مخصوصا كه بنده خدا آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد، و همه عمر ادامه دهد، و مخصوصا اگر آن را همه روزه ... ادامه مطلب

به ذکر الله ؛ پایگاه تخصصی نماز خوش آمدید.

چگونه نماز انسان را از فحشا و منكر باز مى دارد


و سیاق آیات شاهد بر این است كه : مراد از این بازدارى ، بازدارى طبیعت نماز از فحشاء و منكر است ، البته بازدارى آن به نحو اقتضاء است نه علیت تامه ، كه هر كس نماز خواند، دیگر نتواند گناه كند.
خواهى گفت چطور نماز از فحشاء و منكرات نهى مى كند؟ در جواب مى گوییم این عمل مخصوصا كه بنده خدا آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد، و همه عمر ادامه دهد، و مخصوصا اگر آن را همه روزه در جامعه اى صالح به جا بیاورد، و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه به جا بیاورند، و مثل او نسبت به آن اهتمام بورزند، طبعا با گناهان كبیره سازش ندارد.
آرى توجه به خدا از در بندگى ، آنهم در چنین محیط و از چنین افراد، طبیعتا باید انسان را از هر معصیتى كبیره و هر عملى كه ذوق دینى آن را شنیع مى داند، از قبیل قتل نفس ، تجاوز به جانها و به مال ایتام ، زنا، و لواط، باز بدارد، بلكه نه تنها از ارتكاب آنها، بلكه حتى از تلقین آن نیز جلوگیرى كند.
براى اینكه نماز مشتمل است بر ذكر خدا، و این ذكر، اولا ایمان به وحدانیت خداى تعالى ، و رسالت و جزاى روز قیامت را به نمازگزار تلقین مى كند، و به او مى گوید كه خداى خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده و از او استعانت بنما، و درخواست كن كه تو را به سوى صراط مستقیم هدایت نموده ، و از ضلالت و غضبش به او پناه ببر.
و ثانیا او را وادار مى كند بر اینكه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و كبریایى خدا شده ، پروردگار خود را با حمد و ثنا و تسبیح و تكبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلكان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد.
علاوه بر این او را وادار مى كند به اینكه از حدث (كه نوعى آلودگى روحى است )، و از خبث یعنى آلودگى بدن و جامه ، خود را پاك كند، و نیز از اینكه لباس و مكان نمازش غصبى باشد، بپرهیزد، و رو به سوى خانه پروردگارش بایستد.
پس اگر انسان مدتى كوتاه بر نماز خود پایدارى كند، و در انجام آن تا حدى نیت صادق داشته باشد، این ادامه در مدت كوتاه به طور مسلم باعث مى شود كه ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در او پیدا شود، به طورى كه اگر فرضا آدمى شخصى را موكل بر خود كند، كه دائما ناظر بر احوالش باشد، و او را آنچنان تربیت كند كه این ملكه در او پیدا شود و به زیور ادب عبودیت آراسته گردد، قطعا تربیت او موثرتر از تربیت نماز نیست ، و به بیش از آنچه كه نماز او را دستور مى دهد دستور نخواهد داد، و به بیش از آن مقدار كه نماز به ریاضت وادارش مى كند وادار نخواهد كرد.
جواب به این اشكال كه چرا بسیارى از نمازگزاران مرتكب كبائر و منكرات مى  شوند؟
در اینجا لازم است اشكالى كه به آیه شریفه شده ، و جوابش را خاطرنشان سازیم ، بعضى بر این آیه اشكال كرده اند كه :این آیه مى فرماید نماز از فحشاء و منكرات نهى مى كند، و حال آنكه ما بسیارى از نمازگزاران را مى بینیم كه از ارتكاب گناهان بزرگ پروایى ندارند، چرا نماز آنان از فحشاء و منكرات بازشان نمى دارد؟.
در جواب از این اشكال بعضى از علماء گفته اند:اصلا كلمه صلوه در آیه شریفه به معناى نماز نیست ، بلكه به معناى دعا است ، و مراد از دعا هم دعوت به سوى امر خدا است ، و معناى آیه این است كه : اى پیغمبر من ، بر دعوت به سوى امر خدا پایدارى كن ، كه اگر چنین كنى این دعوت مردم را از فحشاء و منكرات باز مى دارد لیكن این جواب اشكال دارد، براى اینكه در حقیقت براى رفع اشكال و فرار از آن ، آیه را از ظاهرش برگردانیده .
بعضى دیگر گفته اند:كلمه صلوه در آیه شریفه در معناى نكره است ، و معناى آیه این است كه یك قسم از نمازها باعث مى شود كه نمازگزار از فحشاء و منكرات اجتناب بورزد، و درست هم هست ، پس مراد همه نمازها نیست ، تا آن اشكال وارد شود.
بعضى دیگر گفته اند:نماز مادام كه نمازگزار مشغول آن است این اثر را دارد، یعنى شخص نمازگزار مادام كه مشغول نماز است كارهاى زشت نمى كند، چون همین اشتغال به نماز او را از كارهاى دیگر باز مى دارد.
بعضى دیگر گفته اند:آیه به همان ظاهرى كه دارد معنایى دارد كه آن اشكال متوجهش نمى شود، و آن این است كه : نماز مانند یك انسانى كه دیگرى را از فحشاء و منكرات نهى مى كند، به شخص نمازگزار مى گوید: زنا مكن ، ربا مخور، دروغ مگو، و ... و لیكن همان طور كه در آن انسان لازمه نهى این نیست كه شنونده گوش هم بدهد،و از گفته او منتهى هم بشود، در نماز نیز چنین است ، یعنى نماز مرتب به نمازگزار مى گوید كه چنین و چنان مكن ، و لیكن لازمه این نهى این نیست كه نمازگزار منتهى هم بشود، و از آن كارها دست بردارد. مگر نهى نماز از نهى خدا مهم تر و موثرتر است ، خداى تعالى در آیه شریفه ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذى القربى و ینهى عن الفحشاء و المنكر، به عدل و احسان و صله رحم امر مى كند، و از فحشاء و منكر نهى مى فرماید، و مع ذلك مردم همچنان نافرمانى اش مى كنند، و نهى او باعث انتهاى مردم نمى شود، نهى نماز هم مثل آن ، پس اشكالى كه بر آیه شده ناشى از این توهم است كه نهى همواره مستلزم انتهاء است ، و این توهمى است باطل .
از بعضى از مفسرین نقل شده كه در پاسخ از این اشكال گفته اند:نماز را براى این مى خوانند كه به یاد خدا بیفتند، همچنان كه خود خداى تعالى هم فرموده :اقم الصلوه لذكرى - نماز را براى یاد من به پا دار، و كسى كه به یاد خدا باشد، مسلما از اعمالى كه خوشایند خدا نیست پرهیز مى كند، و آن اشخاصى كه در اشكال مورد نظرند، اشخاصى هستند كه اگر نماز نخوانند گناه بیشتر مى كنند، و نماز در آنها این مقدار اثر گذاشته كه منكرات را كمتر مرتكب شوند.
حق مطلب در پاسخ اشكال فوق
لیكن خواننده عزیز توجه دارد كه هیچ یك از این جوابها با سیاق حكم ، و تعلیلى كه در آیه شریفه آمده نمى سازد، براى اینكه آنچه از سیاق برمى آید این است كه : اگر دستور داده اند به اینكه مردم نماز بخوانند، براى این است كه نماز آنان را از فسق و فجور باز مى دارد، و این تعلیل مى فهماند كه نماز عملى است عبودى ، كه به جا آوردنش صفتى در روح آدمى پدید مى آورد كه آن صفت به اصطلاح معروف ، پلیسى است غیبى ، و صاحبش را از فحشاء و منكرات باز مى دارد، و در نتیجه جان و دلش را از قذارت گناهان و آلودگى هایى كه از اعمال زشت پیدا مى شود، پاك مى نماید.
پس معلوم مى شود مقصود از نماز رسیدن به آن صفت است ، یعنى صفت بازدارى از گناه ، چیزى كه هست در جواب از آن اشكال مى گوییم : پیدایش این صفت اثر طبیعى نماز هست ، و لیكن به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت ، پس اینكه در جواب دومى گفتند در بعضى افراد اثر دارد صحیح نیست ، بلكه در همه اثر دارد، و لیكن به نحو اقتضاء و نیز اینكه در جواب سوم گفتند اثرش تا وقتى است كه انسان مشغول نماز است ، صحیح نیست ، بلكه اثرش در همه احوال است اما به نحو اقتضاء و اینكه در جواب چهارم گفتند: نهى مستلزم انتهاء نیست و گویا در آیه شریفه فرموده نماز بخوان تا نهى نماز را بشنوى صحیح نیست ، بلكه نهى مستلزم انتهاء هست چیزى كه هست گفتیم به نحو اقتضاء و اینكه در جواب پنجم گفتند نماز یاد خدا است و یاد خدا انسان را از فحشاء باز مى دارد باز درست نیست ، براى اینكه اشكال بر گناهكارى نمازگزار است ، چه یاد خدا باشد و چه نباشد.
پس حق در جواب همان است كه گفتیم بازدارى از گناه اثر طبیعى نماز است ، چون نماز توجه خاصى است از بنده به سوى خداى سبحان ، لیكن این اثر تنها به مقدار اقتضاء است ، نه علیت تامه ، تا تخلف نپذیرد، و نمازگزار دیگر نتواند گناه كند، نه ، بلكه اثرش به مقدار اقتضاء است ، یعنى اگر مانع و یا مزاحمى در بین نباشد اثر خود را مى بخشد، و نمازگزار را از فحشاء باز مى دارد، ولى اگر مانعى و یا مزاحمى جلو اثر آن را گرفت ، دیگر اثر نمى كند، و در نتیجه نمازگزار آن كارى كه انتظارش را از او ندارند مى كند، خلاصه یاد خدا، و موانعى كه از اثر او جلو مى گیرند، مانند دو كفه ترازو هستند، هر وقت كفه یاد خدا چربید، نمازگزار گناه نمى كند، و هر جا كفه آن موانع چربید كفه یاد خدا ضعیف مى شود، و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف مى گردد، و گناه را مرتكب مى شود. و اگر خواننده عزیز بخواهد این معنا را لمس كند، باید حال بعضى از افراد كه نام مسلمان دارند، و در عین حال نماز نمى خوانند، در نظر بگیرد، كه اگر رفتار آنها را زیر نظر قرار دهد، مى بیند كه به خاطر نخواندن نماز، روزه را هم مى خورد، و حج هم نمى رود و زكات هم نمى دهد، و بالاخره سایر واجبات را هم ترك مى كند، و هیچ فرقى بین پاك و نجس ، و حلال و حرام نمى گذارد، و خلاصه در راه زندگى همچنان پیش مى رود، هر چه پیش آید خوش آید، و هیچ چیزى را در راه خود مانع پیشرفت خود نمى بیند، نه ظلم ، نه زنا، نه ربا، نه دروغ ، و نه هیچ چیز دیگر.
آن وقت اگر حال چنین شخصى را با حال كسى مقایسه كنى كه نماز مى خواند، و در نمازش به حداقل آن یعنى آن مقدارى كه تكلیف از گردنش ساقط شود اكتفاء مى كند، خواهى دید كه او از بسیارى از كارها كه بى نماز از آن پروا نداشت پروا دارد، و اگر حال این نمازگزار را با حال كسى مقایسه كنى كه در نمازش اهتمام بیشترى دارد، خواهى دید كه دومى از گناهان بیشترى پروا دارد، و به همین قیاس هر چه نماز كاملتر باشد، خوددارى از فحشاء و منكرات بیشتر خواهد بود.

منبع: ترجمه المیزان ج : 16 ص : 202


نوشته شده در جمعه 10 آذر 1396 06:35 ب.ظ
ارسال شده در: آثار و بركات نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

امام خمینى و نماز

یكى از پزشكان قم نقل مى كرد: هنگامى كه خبر دادند امام خمینى (قدّس سرّه ) دچار ناراحتى قلبى شده اند، خود را به بالین ایشان رسانده و فشار خونشان را گرفتم .

فشار ایشان ، عدد 5 را نشان مى داد كه از نظر طبى خیلى خطرناك بود، كارهاى اولیه را انجام دادم و پس از دو ساعت كه قدرى وضع بهتر شده بود، ولى قاعدتا امام نمى توانستند و نمى بایستى حركت كنند، آماده حركت شدند.
عرض كردم : آقا جان ! چرا برخاستید؟
فرمودند: نماز!
عرض كردم : آقا شما در فقه مجتهدید و من در طبّ، حركت شما به فتواى طبّى من حرام است ، خوابیده نماز بخوانید.
ایشان با دقّت به نظر من عمل كردند و خوابیده نماز خود را خواندند.

منبع: كتاب داستان دوستان جلد 5

 


نوشته شده در پنجشنبه 9 آذر 1396 04:31 ب.ظ
ارسال شده در: خاطرات نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

نماز گزاردن در كنار قبر امام معصوم، از كعبه افضل است

وَ مِنْ حَدِیثِ كَرْبَلاَ وَالْكَعْبَةْ ـ لِلكَرْبَلاَ بانَ عُلُوُّ الرُّتْبَة‌ ظاهراً اشاره‌ است‌ به‌ حدیثی‌ كه‌ ابنُ قُولَوَیْه‌ در كتاب‌ جلیل‌ و نفیس‌ «كَامِلُ الزِّیَارَات‌»، از پدرش‌، از سَعْد بن‌ عبدالله‌، از أبی‌عبدالله‌ الرَّازیّ، از حَسَن‌ بن‌ علیّ بن‌ أبی‌ حَمْزَة‌، از حَسَن‌ بن‌ محمّد بن‌ عَبْدالكریم‌ أبِی‌ عَلِیّ، از مُفَضَّل‌ بن‌ عُمَر، از جَابِر جُعْفِی‌ روایت‌ می‌كند كه‌: قال‌: قال‌ أبوعبدالله‌ علیه‌ السّلام‌ للمفضّل‌:

 كَمْ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ عَلَیْه‌ ِ السَّلاَمُ؟ قُلْتُ: بِأبِی‌ أنْتَ وَ أمِّی‌! یَوْمٌ وَ یَعْضُ یَوْمٍ آخَرَ! قَالَ: فَتَزُورُهُ؟ فَقَالَ: نَعَمْ! قَالَ: فَقَالَ: ألاَ اُبَشِّرُكَ؟ ألاَ أُفَرِّحُكَ بِبَعْضِ ثَوَابِهِ؟

 «كه‌ او گفت‌: حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ به‌ مفضّل‌ گفتند: چقدر منزل‌ تو با قبر حسین‌ علیه‌ السّلام‌ فاصله‌ دارد؟ گفت‌: پدرم‌ و مادرم‌ فدایت‌ شود؛ یك‌ روز و مقداری‌ از روز دیگر! حضرت‌ گفتند: آیا حسین‌ را زیارت‌ می‌كنی‌؟ گفت‌: آری‌! حضرت‌ گفتند: آی‌ می‌خواهی‌ من‌ ترا به‌ بعضی‌ از ثوابهای‌ آن‌ بشارت‌ دهم‌، آیا می‌خواهی‌ ترا بدان‌ مسرور و خشنود سازم‌؟»

 من‌ گفتم‌: آری‌ فدایت‌ شوم‌! حضرت‌ گفتند: چون‌ یكنفر از شما در مقدّمات‌ سفر كربلا افتد؛ و در تجهیز آن‌ بر آید، و آماده‌ گردد؛ فرشتگان‌ سماوی‌ بدین‌ جهت‌ به‌ همدیگر بشارت‌ می‌دهند؛ و چون‌ سواره‌ و یا پیاده‌ از منزلش‌ بیرون‌ آید؛ خداوند چهار هزار مَلك‌ از ملائكه‌ خود را بر او می‌گمارد؛ تا بر او صلوات‌ بفرستند تا به‌ قبر حسین‌ علیه‌ السّلام‌ برسد.

 در اینجا حضرت‌ دستور، و كیفیّت‌ دخول‌، و مَتْنِ زیارت‌ را بیان‌ می‌كنند؛ و پس‌ از تمام‌ شدن‌ زیارت‌ می‌گویند: ثُمَّ تَمْضِی‌ إلَی‌ صَلَوتِكَ. وَ لَكَ بِكُلِّ رَكْعَةٍ رَكَعْتَهَا عِنْدَهُ كَثَوَابِ مَنْ حَجَّ ألْفَ حِجَّةٍ وَاعْتَمَرَ ألْفَ عُمْرَةٍ، وَ أعْتَقَ ألْفَ رَقَبَةٍ، وَ كَأنَّمَا وَقَفَ فِی‌ سَبِیلِ اللهِ ألْفَ مَرَّةٍ مَعَ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ ـ الحدیث‌.(1)

 «و پس‌ از آن‌ برای‌ خواندن‌ نمازت‌ رهسپار می‌شوی‌! و از برای‌ تو، به‌ پاداش‌ هر ركعت‌ نماز كه‌ در نزد حسین‌ بخوانی‌؛ ثواب‌ كسی‌ را می‌دهند كه‌: هزار مرتبة‌ حجّ، و هزار مرتبه‌ عمره‌، انجام‌ داده‌ باشد؛ و هزار بنده‌ آزاد كرده‌ باشد؛ وگویا هزار بار در معركة‌ جهاد در راه‌ خدا با پیغمبر مرسلی‌، برای‌ جهاد قیام‌ كرده‌ است‌ ـ تا آخر حدیث‌.

 عجیب‌ اینجاست‌ كه‌ عامّه‌ بر سنّت‌ و عمل‌ عُمَر، اُمور خود را پایه‌گذاری‌ می‌كنند؛ و أفعال‌ او را، اُصول‌ عملیّه‌ برای‌ أفعال‌ خود بشمار می‌آورند؛ گر چه‌ بعد از آن‌ عمل‌، رسول‌ خدا او را نهی‌ كرده‌ باشند؛ و یا أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ او را بر اشتباه‌ خود واقف‌ ساخته‌ باشند. گویا عامّه‌ سنّت‌ و عمل‌ وی‌ را بر سنّت‌ و عمل‌ رسول‌ خدا مقدّم‌ می‌دارند؛ و این‌ مصیبتی‌ برزگ‌ است‌ كه‌ با هیچ‌ منطق‌ و برهان‌، و با هیچ‌ طرز تفكیری‌، جز جمود و ركود و تعصّب‌ كوركورانه‌، و به‌ تعبیر قرآن‌ مجید، بر حَمِیَّتِ جاهلی‌، جُور و درست‌ در نمی‌آید. و این‌ حقیقت‌ در لابلای‌ بسیاری‌ از أحكام‌ در فقه‌ عامّه‌ مشهود است‌.

پی نوشتها:

1- «كامل‌ الزّیارات‌»، از ص‌ 205 تا ص‌ 207؛ و مجلسی‌ رضوان‌ الله‌ علیه‌ در «بحار الانوار»، در كتاب‌ «مزار»، از طبع‌ كمپانی‌، ج‌ 21، ص‌ 146 و 147 و از طبع‌ حروفی‌ ج‌ 101 ص‌ 82 از ابن‌ قولویه‌ روایت‌ كرده‌ است‌. و مرحوم‌ شیخ‌ عبدالحُسین‌ أمینی‌ تبریزی‌، صاحب‌ «الغدیر»، در تعلیقة‌ آن‌ گفته‌ است‌: ظاهراً كلمة‌ مفضّل‌ در خطاب‌ حضرت‌، اشتباه‌ است‌، یا از راویان‌ و یا از ناسخان‌ این‌ اشتباه‌ رخ‌ داده‌ است‌؛ و صحیح‌ جابر است‌، همچنانكه‌ در مزار كبیر مشهدی‌ با اسناد خود روایت‌ كرده‌ است‌؛ و در آن‌ مفضّل‌ نیست‌؛ و همچنین‌ در روایت‌ ابن‌ طاووس‌ در كتاب‌ «مزار» او، از جابر آورده‌، و مخاطب‌ به‌ خطاب‌ اوست‌.

منبع: کتاب امام شناسی- جلد یازدهم


نوشته شده در پنجشنبه 9 آذر 1396 11:52 ق.ظ
ارسال شده در: آیات و روایات نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

بعضى از اسرار و آداب باطنیه نماز

بدان كه: نماز، تركیبى است الهى و معجونى است آسمانى كه مركب است از اجزاى‏بسیار، كه بعضى از آنها به منزله روح، و بعضى به مثابه اعضاى رئیسه بدن، و بعضى به‏منزله سایر اعضا است.

و توضیح این مطلب آن است كه: مثلا انسان كه حقیقت آن مركب است از: اجزاى‏معینه.انسان موجود كامل نیست مگر به معنى باطنى، كه روح او است.و اعضاى‏محسوسه كه در اندرون او و بعضى دیگر در ظاهرند.و این اعضا مختلف‏اند:

بعضى از آنها چیزى است كه: به نبودن آنها انسان نیز معدوم است و به زوال آنهازندگى نیز زایل مى‏گردد، مثل دل و جگر و سر و امثال آنها.

و بعضى دیگر از این قبیل است كه: آدمى به نبودن آنها نمى‏میرد و لیكن ظاهرناقص مى‏گردد.و تمامیت انسانیت از او زایل مى‏شود، مثل دست و پا و چشم و زبان ونحو اینها.

و بعضى دیگر از چیزى است كه: به برطرف شدن آنها حسن برطرف مى‏شود وآدمى قبیح منظر مى‏گردد، چون ابرو و مژه و ریش و گوش.

و بعضى دیگر از آنهاست كه تمامیت‏حسن، به نبودن آنها برطرف مى‏گردد، مثل‏گشادى چشم و سیاهى مو و سرخى رو و نحو اینها.

پس همچنان نماز، حقیقتى است مركبه كه شریعت مقدسه آن را از امور مختلفه‏مصور كرده و ما را به فعل آن مامور نموده.و روح آن، نیت قرب و اخلاص و حضورقلب، و اركان آن، كه تكبیرة الاحرام و ركوع و سجود و قیام باشد به منزله اعضاى رئیسه‏است كه به ترك آنها نماز فوت مى‏شود.و وجود آن بدون آنها صورت نمى‏بندد.

و سایر اعمال واجبه آن، از: فاتحه و سوره و ذكر ركوع و سجود و طمانینه و تشهدو غیر اینها از واجبات، كه نماز به ترك آنها باطل مى‏شود - از روى عمد نه سهو - به‏منزله دست و پا و چشم و زبان و آلات تناسل و امثال اینهاست كه گاهى انسان به تلف‏آنها تلف مى‏شود، و گاه نمى‏شود.

و اعمال مستحبه و آداب مندوبه، از: قنوت و دعاى تكبیرة الافتتاح و تكبیرات‏زایده از قدر واجب از اذكار، به منزله ابرو و چشم و ریش و مژه و سیاهى حدقه وسرخى رخسار و امثال اینهاست، كه فوات بعضى از اینها حسن را بر طرف مى‏كند.وفوات بعضى، كمال حسن را.و شخص نمازگزار به برطرف شدن آنها قبیح منظر و كریه‏صورت مى‏گردد.

و چون این را دانستى پس اى جان برادر! بدان كه: نماز تو تحفه و هدیه‏اى است كه به‏بارگاه مالك الملوك مى‏برى و به آن، به حضرت او تقرب مى‏جویى.مانند كنیزى كه‏كسى به عنوان هدیه براى پادشاهى برد كه به واسطه آن به سلطان تقرب جوید.و این‏تحفه را امروز به عرض پروردگار مى‏رساند و در روز عرض اكبر آن را به تو ردمى‏نمایند.پس دیگر اختیار به دست توست و ببین چه بایدت كرد؟ پس هر كه آن را به نحوى كه خدا مقرر فرموده است‏به جا آورد و اعمال واجبه ومندوبه آن را به عمل آورد، و شرایط ظاهریه و باطنیه آن را مراعات نماید، و اخلاص‏و حضور قلب را از دست ندهد، مانند كسى است كه: بنده جوان صحیح مستوى الخلقه‏زیباروى و عاقل و كامل از براى پادشاهى مى‏برد.و هر كه همین اقتصار بر اعمال‏ظاهرى آن كند و از توجه دل و حضور قلب و قربت و اخلاص غافل گردد، مثل كسى‏است كه: بنده كورى یا كرى یا گنگى یا دست‏بریده‏اى یا پا بریده‏اى یا پیرى یا كریه‏منظرى را پیشكش كند.

پس اى غافل! آگاه شو و با خود تامل كن كه اگر خواهى تحفه به نزد پادشاه برى بلكه به نزد كسى كه بسیار از پادشاه پست‏تر باشد از امرا یا حكام یا عمال، چگونه سعى‏مى‏كنى در خوبى و پاكیزگى و حسن آن، تا به معرض قبول افتد.پس اى مغرور غافل‏بیچاره! تو را چه افتاده كه این قدر غفلت و مسامحه مى‏ورزى در خوبى هدیه‏اى كه‏مى‏فرستى به خدمت‏سلطان سلاطین، كه ابتداى تو از او و بازگشت تو به سوى او است.

و وارد شده است كه: «هر نمازى را كه آدمى ركوع و سجود آن را درست‏به جانیاورد اول خصمى خواهد بود از براى او در روز عرض اكبر، و خواهد گفت: خدا تو راضایع كند چنان كه تو مرا ضایع كردى‏1)

پس زنهار! از او غافل نگردى و آداب و شرایط آن را به جا آورى.

و بدان كه: آنچه از آداب و شرایط و احكام نماز كه متعلق به ظاهر آن است وظیفه‏علم فقه است.و در آنجا مبین است.

پی نوشتها:

1- احیاء العلوم، ج 1، ص 132

منبع: كتاب معراج السعادة


نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر 1396 08:04 ب.ظ
ارسال شده در: اسرار و چرایی نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

سبك شمردن نماز

مسعدة بن صدقه گوید، شنیدم : شخصى از امام صادق (ع ) پرسید: چرا شما زناكار را كافر نمى نامى ، ولى ترك كننده نماز را كافر مى نامى؟

در پاسخ فرمود: زناكار و مانند او این كار را بجهت غالب شدن غریزه شهوتش انجام مى دهد، ولى ترك كننده نماز، آن را نمى كند جز بخاطر استخفاف و سبك شمردن نماز، زناكار بخاطر لذت و كامیابى به سوى زن اجنبى مى رود ولى كسى كه نماز را ترك مى كند و قصد آن را دارد، در این كار لذتى نیست ، پس ترك او بر اثر سبك شمردن است ، و وقتى كه استخفاف و سبك شمردن ، محقق شد، كفر به سراغ او خواهد آمد.

منبع: كتاب داستان دوستان جلد 5

 


نوشته شده در چهارشنبه 8 آذر 1396 04:33 ب.ظ
ارسال شده در: داستانهای نماز ،
دیدگاه ها : نظرات

گالری تصاویر

Sample image
Sample image
Sample image
Sample image

درباره وبلاگ


اِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی من «الله» هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار! قرآن كریم، سوره طه، آیه 14

نماز در کلام اهل بیت

آمار و ارقام

بازدید امروز :
بازدید دیروز :